هر که ما را دوست بدارد، در روز قيامت همراه ماخواهد بود. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
کانون فرهنگي و هنري صالحين
کانون فرهنگي و هنري صالحين(مسجد عمار ياسر مشهد مقدس) ( شنبه 18/3/1387 :: ساعت 2:6 صبح )

بسم الله الرحمن الرحيم


حکاياتي از زندگي حضرت زهرا (عليها سلام)   


ايمان زهرا


رسول خدا(ص) فرمود: اي سلمان خداوند دل و تمام اعضا و جوارح فاطمه را پر از ايمان کرده است . او براي بندگي و اطاعت از خداوند که به جاي خلوتي مي رود، يکي از فرشتگان الهي به نام «زوقائيل» {و در روايت ديگري به نام جبرئيل} فرود آمده آسياب او را مي چرخاند و خداوند رنج و زحمت دنيا را به همراه زحمت آخرت از او بر طرف کرده او را کفايت مي کند .


زهرا(س) در اوج قله ايمان است. بهترين گواه بر وجود سراسر ايمان او، يکي تأمل در زندگي و رفتار و حالات خود اوست و ديگري هم شهادت رسول خدا(ص).


-اي سلمان! دخترم فاطمه آن چنان ايمان در اعماق دل و تمامي وجودش نفوذ کرده که براي عبادت خدا خود را از همه چيز فارغ مي سازد .


خدا تمامي وجود دخترم فاطمه را لبريز از ايمان و يقين نموده است .


(بحارالانوار،‌ ج 43، ص 46 .)


 


پاکي و عبادت زهرا(س)


امام صادق(ع) فرمود:


« فاطمه(س) از آن جهت محدثه ناميده شد که فرشتگان بر او فرود مي آمدند و با او گفت و گو مي کردند، همان گونه که با مريم بنت عمران(س) گفت و گو مي کردند، آن ها به فاطمه  مي گفتند: « اي فاطمه! همانا خداوند تو را برگزيده، و از پليدي ها تطهير نموده، و تو را بر زنان دو عالم برتري داده است. پس اي فاطمه ! خدايت را سپاسگزار بوده وي را عبادت نما .»


آن ها با يکديگر گفتگو مي کردند، ‌شبي فاطمه(س) به آن ها گفت : « آيا آن که در اين آيه،‌ نسبت به زنان دو عالم،‌ فضيلت و برتري داده شده، مريم دختر عمران نبوده است ؟ »


فرشتگان گفتند: « مريم(س) بزرگ و برگزيده زنان زمان خود بوده،‌ ولي خداوند تو را بر تمامي زنان دو عالم از اولين تا آخرين ايشان برتري بخشيده است. »


(نماز بانوان ، ص69)


 


 


خشيت زهرا(س)


چون آيه شريفه « وَاِنَّ جَهََنَّمَ لَمَوْعِدَهُمْ أَجْمَعينَ لَها سَبْعَةَ اَبْواب لِکُلِّ بابِ مُنْهُمْ جُزْءٌ مَقسُوم .» نازل گرديد، رسول خدا(ص) به صداي بلند گريه کرد، چندان که صحابه از گريه رسول خدا(ص) همه گريستند و جهت اين شدت گريه را نمي دانستند و از هيبت نبوت جرئت سئوال هم نداشتند، بالاخره از سلمان فارسي درخواست کردند که او سئوال بنمايد، سلمان چون مي دانست که رسول خدا(ص) هرگاه فاطمه(س) را ملاقات بنمايد،‌ خوشحال و مسرور مي شود، فلذا به در خانه فاطمه آمد که او را از قصه آگاه بنمايد، از شکاف در نگاه کرد، ديد مقداري جو نزد فاطمه(س) است که آن را آسياب مي نمايد و اين آيه شريفه را قرائت مي نمايد: « و ما عندالله خير و ابقي؛ آن چه در نزد خداست بهتر و پاينده تر است .»


سلمان ديد فاطمه(س) در آن حال عبايي برخود پيچيده است که دوازده جاي او را با ليف خرما خياطي کرده اند، سپس سلمان، فاطمه(س) را از قصه آگاه گردانيد، آن مستوره کبري به محض شنيدن از جا برخاست و همان چادر نامبرده را بر سر کرد و از خانه بيرون آمد، سلمان چون اين را ديد، سيلاب اشک او جاري شد و با خود مي گفت: دختران پادشاه فارس و روم در لباس هاي مخمل و ابريشم غوطه مي خورند و جامه هاي زرتار در بر مي نمايند و اينک دختر سيد پيغمبران چادري سر کرده است که دوازده جاي او را با ليف خرما خياطي کرده اند!


فاطمه(س) از گفتار سلمان مطلع گرديد،‌چون به نزد پدر بزرگوار خود رسيد، سلام کرده جواب شنيد عرض کرد: اي پدر بزرگوار ! سلمان به چادر مرقعه من نظر مي کند گريه مي کند، به حق آن خدايي که تو را به راستي به خلق مبعوث گردانيده است که اکنون پنج سال است من در خانه علي زندگاني م يکنم، يک پوست گوسفندي است که در روزها شتر آبکش خود را به روي آن پوست درست کرده ام که آن را از ليف خرما به جاي پنبه پر کرده ام، رسول خدا(ص) متوجه سلمان شده فرمود: « اي سلمان! بدان که دختر من فاطمه در دسته سابقين است؛ يعني السابقون السابقون اولئک المقربون، فاطمه از مقربين است که سبقت در جميع خيرات و فضايل تشريعي دارد و در همه آن ها پيش قدم است اصلاً نظر به زخارف دنيا ندارد! »


بالجمله عرض کرد: « اي پدر بزرگوار! جانم فداي تو باد، چه چيز شما را به گريه آورده است؟»


 


سلام ملايک بر محراب عبادت زهرا(س)


يک روز رسول خدا(ص) نشسته بود و علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) نيز در نزد او بودند که پيامبر(ص) فرمود: « خداوندا! تو مي داني که اين ها «اهل» من هستند و گرامي ترين مردم در نزد من مي باشند، پس دوست بدار آن را که آن ها را دوست دارد، و دشمن بدار آن را که با آن ها دشمني کند، و راهبري کن آن کس را که آن ها را رهبر خود گيرد، و عداوت کن با آن که به عداوت با آن ها برخيزد، و ياري نما کسي را که آن ها را ياري کند، و آن ها - مقصود اهل بيت پيامبر(ص) است- را از هرگونه پليدي پاک گردان و از هرگونه گناهي معصوم شان بدار، و ايشان را به وسيله روح القدس تأييد فرما .


سپس خطاب به علي(ع) فرمود : « اي علي! تو امام اين امت و خليفه بر آن ها بعد از من هستي، و تو هدايت کننده مؤمنان به سوي بهشت خواهي بود و گويي دخترم فاطمه(س) را مي بينم که در روز قيامت بر شتري از نور سوار است و در طرف راست وي هفتاد هزار فرشته و در طرف چپ او نيز هفتاد هزار فرشته قرار دارند و او زنان مؤمن امت را به سوي بهشت راهنمايي مي کند .


پس هر زني که پنج نماز واجب را در روز و شب به جاي آورد، و زکات مال خود را بپردازد، و از شوهر خود اطاعت نمايد، به شفاعت دخترم فاطمه(س) داخل بهشت مي شود، زيرا او بزرگ و سرور زنان عالميان است .»


سئوال شد: يا رسول الله! آيا فاطمه(س) فقط سرور زنان زمان خويش است؟


پيامبر فرمود : « اين مقام براي حضرت مريم دختر عمران(ع) بوده است،‌ اما دختر من فاطمه(س) بزرگ زنان عالميان از اولين و آخرين ايشان است، هنگامي که او در محراب عبادت مي ايستد هفتاد هزار فرشته مقرب به او سلام مي کنند و او را همان گونه که حضرت مريم(س) را ندا     مي کردند مورد خطاب قرار داده و مي گويند: خداوند تو را برگزيده، و از همه پليدي ها پاک نموده و بر زنان عالميان برتري داده است .»


سپس رسول خدا(ص) متوجه علي(ع) گرديد و گفت : « اي علي! فاطمه پاره تن من است، و او نور چشم و ميوه دل من است، پس آن چه او را آزار دهد مرا نيز مي آزارد، و آن چه او را شادمان گرداند موجب شادماني من مي شود، و همانا او در ميان اهل بيت من اولين کسي است که به من مي پيوندد، پس بعد از من به او احسان و نيکي کن؛ و اما حسن و حسين، پس آن ها فرزندان و گل هاي خوشبوي من هستند، و آن دو سرور جوانان بهشت مي باشند، پس آن ها را مانند چشم و گوش خود گرامي بدار .


سپس پيامبر(ص) دستش را به سوي آسمان بلند کرد و گفت : « خداوندا!‌ من تو را شاهد مي گيرم که دوستداران آنان را دوست و دشمنان آنان را دشمن باشم، در صلح و سلامت خواهم بود با کسي که با ايشان در صلح و سلامت باشد، و در حال جنگ خواهم بود با آنان که با ايشان جدال و جنگ کند، و دشمن کسي خواهم بود که با آنان دشمني ورزد، و متولي کسي خواهم بود که اينان را راهبر و سرپرست خود گرفته باشد .»


 


نماز شب حضرت زهرا


 


امام حسن مجتبي(ع) مي فرمايد: " در دوران کودکي شبي بيدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا(س) در حالي که مشغول نماز شب بود گذراندم .


پس از آن که نمازش به پايان رسيد متوجه شدم که در دعاهايش يک يک مسلمين را نام مي برد و آن ها را دعا مي کند، خواستم بدانم که درباره خودش چگونه دعا مي کند . اما با کمال تعجب ديدم که براي خود دعا نکرد . فردا از او سئوال کردم : " چرا براي خودت دعا نکردي؟ فرمود : " يا بُنَيَّ؛‌ الجّار ثَمََّ الدّارِ " پسرم، اول همسايه بعد خودت .


پيامبر اکرم (ص) فرمودند: " اما دخترم فاطمه(ع) پس به راستي که او سيده زنان عالميان از اولين و آخرينشان مي باشد ."


تا آنجا که فرمود: " زماني که در محرابش در مقابل پروردگار- جل جلاله- مي ايستد، نورش براي ملائکه پرتو افکني مي کند، آنچنان که ستارگان آسمان براي اهل زمين نورافکني مي نمايند و خداوند متعال به ملائکه هايش مي فرمايد : " اي ملائکه من!‌ بنگريد به اَمَه و کنيز من فاطمه سيده کنيزانم، که در مقابل من به عبادت ايستاده،        به طوري که بدنش از ترس مقام من مي لرزد . و با تمام وجود و قلبش بر عبادت و اطاعتم روي آورده، شما فرشتگانم را شاهد مي گيرم که شيعيان فاطمه(ع) را از آتش جهنم ايمن گردانيم "


البته به شرطي که ما از پيروان راستين آن بانوي بزرگ اسلام باشيم .


 


                                                                     ( منتهي الامال ،‌ ج1، ص 97)




ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[21/5/1387- 4:45 ع] بخش جديد پاسخ به شبهات ديني
[18/4/1387- 2:24 ص] ويژگيهاي عبادت اميرمومنان علي (عليه السلام)
[29/3/1387- 11:51 ع] وظايف و مسئوليتهاي شيعه علي عليه السلام
[18/3/1387- 2:6 ص] حکاياتي از زندگي حضرت زهرا (عليها سلام)
[24/1/1387- 5:15 ع] برداشتهاي غلط از انتظار فرج از ديدگاه امام خميني(رحمة الله عليه)
[20/1/1387- 3:56 ص] چرا تقليد کنيم؟ فلسفه آن چيست؟
[11/12/1386- 8:8 ع] علامه فضل‌الله:صهيونيسم و انتشار تصاوير موهن پيامبر اکرم (صلي ال
[آرشيو شده ها]